تبلیغات
The Little Princess - مطالب ابر ابر شعر ها
 
The Little Princess
 
 
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : Negin B
" نقش "


در شبی تاریک
که صدایی با صدایی در نمی آمیخت
و کسی کس را نمی دید از ره نزدیک،
یک نفر از صخره های کوه بالا رفت
و به ناخن های خون آلود
روی سنگی کند نقشی را و از آن پس ندیدش هیچ کس دیگر.

شسته باران رنگ خونی را که از زخم تنش جوشید و روی صخره ها خشکید.
از میان برده است طوفان نقش هایی را
که به جا ماند از کف پایش.
گر نشان از هرکسی پرسی باز
بر نخواهد آمد آوایش.


آن شب
هیچ کس از ره نمی آمد
تا خبر آرد از آن رنگی که در کار شکفتن بود.
کوه: سنگین، سرگران، خونسرد.
باد می آمد، ولی خاموش.
ابر پر می زد، ولی آرام.
لیک آن لحظه که ناخن های دست آشنای راز
رفت تا بر تخته سنگی کار کندن را کند آغاز،
رعد غرید،
کوه را لرزاند.
برق روشن کرد سنگی را که حک شد روی آن در لحظه ای کوتاه
پیکر نقشی که باید جاودان می ماند.


امشب
باد و باران هر دو می کوبند:
باد خواهد برکند از جای سنگی را
و باران هم
خواهد از آن سنگ نقشی را فرو شوید.
هر دو می کوشند.
می خروشند.
لیک سنگ بی محابا در ستیغ کوه
مانده بر جا استوار، انگار با زنجیر پولادین.
سال ها آن را نفرسوده است.
کوشش هر چیز بیهوده است.
کوه اگر بر خویشتن پیچد،
سنگ برجا همچنان خونسرد می ماند
و نمی فرساید آن نقشی که رویش کند و در یک فرصت باریک
یک نفر کز صخره های کوه بالا رفت
در شبی تاریک.


" سهراب سپهری "





نوع مطلب :
برچسب ها : ابر شعر ها، سهراب سپهری، سهراب،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 فروردین 1397 :: نویسنده : Negin B
خواستم بیرون بروم از خانه
خانه رفته بود
بیرون رفته بود
خواستم به خیابان بروم
خیابان رفته بود
رفتن رفته بود

خواستم چیز دیگری بنویسم
کلمات رفته بودند
نوشتن رفته بود
خواستم چیز دیگری بخواهم
خواستن رفته بود
چیزها رفته بودند

نگاه کردم به باقی مانده ی چیزها
دیدم چیزی برای دیدن نیست
چیزی برای ندیدن

حالا می‌توانستم دراز بکشم روی تختی که نیست
خیره شوم به سقفی که نیست
فکر کنم به چیزی که نیست
حتی می‌شد
بی آنکه بترسم از مردن
گلوله ای به سرم شلیک کنم

ترسی در کار نبود
دست هایم رفته بودند
سرم رفته بود
تو همه‌چیز را با خودت برده بودی

من نبودم
اما چیزی در نیستی
داشت اتفاق می‌افتاد!



" محمد عسکری ساج "




نوع مطلب :
برچسب ها : ابر شعر ها، محمد عسکری ساج،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


خستگی پدرانم در من باقی مانده بود؛ و نوستالژی این گذشته را در خود حس می کردم!

" صادق هدایت "

مدیر وبلاگ : Negin B
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :