تبلیغات
The Little Princess - مطالب ابر محمد عسکری ساج
 
The Little Princess
 
 
یکشنبه 19 فروردین 1397 :: نویسنده : Negin B
خواستم بیرون بروم از خانه
خانه رفته بود
بیرون رفته بود
خواستم به خیابان بروم
خیابان رفته بود
رفتن رفته بود

خواستم چیز دیگری بنویسم
کلمات رفته بودند
نوشتن رفته بود
خواستم چیز دیگری بخواهم
خواستن رفته بود
چیزها رفته بودند

نگاه کردم به باقی مانده ی چیزها
دیدم چیزی برای دیدن نیست
چیزی برای ندیدن

حالا می‌توانستم دراز بکشم روی تختی که نیست
خیره شوم به سقفی که نیست
فکر کنم به چیزی که نیست
حتی می‌شد
بی آنکه بترسم از مردن
گلوله ای به سرم شلیک کنم

ترسی در کار نبود
دست هایم رفته بودند
سرم رفته بود
تو همه‌چیز را با خودت برده بودی

من نبودم
اما چیزی در نیستی
داشت اتفاق می‌افتاد!



" محمد عسکری ساج "




نوع مطلب :
برچسب ها : ابر شعر ها، محمد عسکری ساج،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


خستگی پدرانم در من باقی مانده بود؛ و نوستالژی این گذشته را در خود حس می کردم!

" صادق هدایت "

مدیر وبلاگ : Negin B
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :